تبليغاتX
بهانه های من
سکوت
 
وقتی این شعر را می خوانی ، یادت بیاید / کسی دور از تو ... دارد با خودش کلنجار می رود / تا خواب را از تو نپراند




...
دنیای من از تو محروم است

دنیایی که گاه و بی گاهش را / گرفته است / از تو

دنیای مترسک زده ام / کاه گرفته است

و تو / سوزن شده ای / میان چشم های ضعیفم

که باید برای نخ دادن به تو

به چشم های دیگری اعتماد کنم

دلم میخواهد پیراهن سفیدم را بپوشم

که به خنده های تو بیایم

و صورتم آنقدر در گیر تو باشد

که جای راه / از بیراهه سر دربیاورم

دلم میخواهد / جا در جا / در تخته ی تو / شش و بش بیاورم

تو در خانه خالی من بنشینی و من در جفت خال / چشم های تو

از تاس ها و التماس ها /بیفتم

دلم را ... ولش کن

بیا در همین خانه

در همین خانه

که آنقدر صمیمانه است

که مشروبش را روی زمین سرو می کنند

بی حرف و بی ورق

بی تخته و بی تختخواب بیا

می خواهم تو / با پریای شاملو برقصی و من

با فروغ از تو بگویم

آنقدر که در شعر / از من ، جز تو نماند .........

.

.

از آسمان چه پنهان / صورت تو

مستعد ِ تمام ابرهایست که از بلوغ ِ باران

به چشم های من پناه آورده اند / تا گریه ام بی دلیل نباشد

.

.


اصلا باز هم ولش کن ...



بگذار دنیای من همین چند خط بیشتر نباشد :



سیگار های شبانه ... حرف های اتفاقی ...





چتری که جز برای دو نفر / باز نمی شود ...





آنقدر بارانی ات به تنت می آید که باور کن




باران برای تو / با سر می آید ........


بیا قدم بزنیم ... سیگار از من ، باران از تو





هومن شریفی
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم مهر 1390ساعت 21:22  توسط هما منفرد  | 

 

اشک هایم را دید

تمام سنگ هایی که از تو فاصله میشد

اما تو ندیدی

غرورم تمام شد

سرد شدم

این پایان دوست داشتنم شد

.

.

هنوزم باورم نمیشه این تو باشی

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه ششم مهر 1390ساعت 18:45  توسط هما منفرد  | 

کاش ندونی که نگاهم خیره مونده به نگاهت

کاش ندونی که همیشه موندگارم چشم به راهت

 

کاشکی احساسم و

عشقت دیگه میمرد

.

.

.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم شهریور 1390ساعت 15:17  توسط هما منفرد  |